تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!!!

تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه

ترکه میخواسته به فلسطینیا کمک کنه براشون سنگ پست میکنه

به ترکه میگن شما همتون اینقدر ساده اید ترکه میگه نه راهرامون تو آفریقاست

ترکه تو مانور شرکت میکنه اسیر میشه !!!

 

تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن !!!

ترکه بچه ش نمیخوابیده بهش ژل میزنه !!!

زن و شوهري به سينما رفتند. در اواخر فيلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: اين كسي كه بغل دست من نشسته از اول فيلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتي جواب داد: به درك كه خواب است. حالا چرا منو از خواب بيدار كردي؟!!!

زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم! !!

مرد: قسم بخور که منو به خاطر پولام دوست نداری؟ زن هزار تومن بده بگم !!!

پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نمي‌دانم چرا شب‌ها كه دلم نمي‌خواهد بخوابم به زور مرا  مي‌فرستي  بخوابم ولي صبح‌ها كه دلم  نمي‌خواهد  از خواب بيدار شوم به  زور مرا بيدار مي‌كني؟!!!

احمق کسی است که به همه چیز اطمینان کامل داشته باشد. مطمئنی؟ 100درصد!!!

مشتري: آقا چرا ديگه مي‌خواهي توي حلقم را كيسه بكشي؟ دلاك: آخه خودتون گفتين گلوتون

چرك كرده!!!

شنيدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بيماريش چي بود؟ سرماخوردگي. يعني بر اثر سرماخوردگي فوت كرد؟ آره، آخه وسط خيابون يهو عطسه‌اش ميگيره، تا مي‌ايسته عطسه كنه يه ماشين بهش مي‌زنه!

ترکه تی شرت تایتانیک میپوشه میره دریا غرق میشه !!!

 

رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه! !!

 

مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!!!

 

سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟!!!

راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكر كرد، كه دير اومدم خونه! !!

 

وقتی زنت خونه نیست چی کار میکنی؟استراحت. وقتی هست چی استقامت !!!

ترکه میره سیگار فروشی میگه ببخشید برگ دارید یارو میگه نه ترکه میگه پس یه بسته کوبیده بده !!!

 

یه روز ه راننده کامیون میرسه به یه پیچ دولا میشه ورشمیداره !!!

ترکه خبر داغ میشنوه گوشاش داغ میکنه !!!

به ترکه میگن با توکیو جمله بساز میگه من خدیجه رو دوست دارم تو کیو !!!

 

به ترکه میگن با بنزین جمله بساز میگه خوشبحال شما که سوار بنزین !!!

به ترکه میگن با ترجمه جمله بساز میگه انتر جمعه کجا بودی !!!

 

به ترکه میگن با ابریشم جمله بساز میگه هوا ابریشم خوبه ها

به ترکه میگن با ماتیز جمله بساز میگه ماتیز یور نیم

یه ترکه میره مرغ داری جو میگیرتش تخم میکنه !!!

به ترکه میگن نگو باشه میگه باشه !!!

 

ترکه میواسته نماز بخونه مهر نداشته به جاش امضاء میکنه !!!

ترکه میره راهپیمایی میبینه شلوغه بر میگرده !!!

ترکه زمين ميخوره... هوا ميره نميدونی تا کجا ميره!!!

 

ترکه سکه ميندازه شير مياد فرار ميکنه!!!

ترکه ميرسه به پليس راه سروان ميگه : کارت ماشين,گواهينامه. ترکه ميگه جي باهشون جمله بسازم.

 

يه روز يه ترکه ميره پيتزا فروشي ميگه آقا ببخشيد : اين پيتزا منو 16 قسمت کنيد يارو ميگه :چرا 16 قسمت ميگه :آخه دفه قبل که 7 قسمت کردي سير نشدم.

معلم: كدوم شاعر بود كه وزن شعر را رعايت نميكرد؟
شاگرد: خانم اجازه, اسمش رو نميدونم ولي هركسي بوده قبل از اختراع ترازو شعر مي گفته!!!

معلم : خب من اگه ده تا سيب داشته باشم دو تا شو بدم به تو چندتا ميمونه؟
- آقا ما نمي دونيم
.
-
چرا؟
- واسه اينكه ما مسئله هامونو هميشه با پرتقال حل مي كنيم!!!

 

روزي شاگردي از معلمش پرسيد:
آقا چرا بعضي ها ميگن كتاب, متاب يا ماست, پاست و
.....
معلم: پسرم اونها سواد مواد ندارند!!!

يه روز معلم به شاگرد ميگه :
آدم چند تا دندون داره ؟
شاگرد ميگه
:
بستگي به شب و روز داره
.
معلم ميگه
:
چه ارتباطي به شب و روز داره ؟
شاگرد
:
آخه پدر بزرگ من روز ۳۲ تا دندون داره ولي شب هيچي!!!

 

يه روز، دو تا چس داشتن با هم بازي ميکردن، يه گوز سر مي رسه و مي گه: منم بازي، چسا
مي گن: نه مامانمون گفته: بي سر و صدا بازي کنين!!!

يک روز، يک پرتغال خودشو مي زنه به ديوار، اون يکي پرتغال مي گه: چرا خود تو مي زني به ديوار؟
مي گه: چون مي خوام پرتغال خوني بشم!!!

 

به يک ترکه ميگن چي شد که ترک شدي
ميگه : بچه که بودم خر گازم گرفت .اونموقع هم که واکسن نبود که بزنم براهمين ترک شدم!!!

 

به رشتيه ميگن چي شد که معاف شدي
ميگه از قانون تک پدري استفاده کردم!!!

يه روز، يه چس ويک گوز مي رن يه مردي رو بکشند، چس به گوز مي گه: تو صداش کن، من خفش مي کنم!!!

یه روز یه ترکه و دوستاش یه هیات برای امام حسین میزن ، بعد سر درش مینویسن : به علت شهادت امام حسین تعطیل است!!!

 

روزي گوسفندي نخ ميخوره، تسبيح پس مي ده!!!

يه روزي ترکه با پسرش گر گم به هوا بازي ميکنه جو  میگیرتش بچشو ميخوره!!!

یه روز یه ترکه دماغشو میکشه بالا چشاش سبز میشه !!!

ترکه داشته زن مي گرفته، ازش مي پرسن: جشن عروسيت رو كجا مي گيري؟ مي گه: تو يك مدرسه! مي گن: آخه چرا مدرسه؟! ترکه مي گه: آخه خـَيـلي كلاس داره!

چهارتا آباداني مي خواستند از مرز خارج بشن, تصميم مي گيرند پوست گوسفند بپوشند و قاطي گوسفندها با گله حركت كنند. درست در لحظه اي كه مي خواستند از مرز خارج بشن, نيروهاي انتظامي فرياد مي زنند: آهاي اون چهارتا آباداني بيان بيرون از گله. آنها با تعجب خارج ميشن و مي‌پرسند شما از كجا فهميدين كه ما آباداني هستيم؟ مامورا مي‌گن: از اونجايي كه گوسفندها عينك ري بن نمي‌زنند!!!

يارو مي ره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي مي گه: داش حال مي كني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه مي گه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز مي خواي جك عربي تعريف كني؟! يارو مي گه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد!!!

يه روز يه ترکه پاش درد ميکرد تو جورابش قرص بروفن انداخت!!!

يه روز يه نخودِ مي رسه به يه کشمشِ، کشمشِ ميگه قربونه اون چاک ِ ... نَت. نخودِ ميگه از بس اين حرفارو زدي که چوب توي ...نَت کردن!!!

به ترکه ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس گرفتیم!!!

به ترکه ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو ايران با من لجن!!!

به يکي ميگن با کشور جمله بساز ميگه بچه با کش ور نرو!!!

يکي مي خواسته شير داغ بخوره گاوش رو آتيش ميزنه!!!

يک روز مردي ميره کتاب فروشي ميگه :ببخشيد شما کتاب ترکای دانا رو داريد فروشنده ميگه :آقا ببخشيد ما کتابهاي تخيلي نداريم!!!

یه ترکه خوابش سنگین بوده تختش میشکنه !!!

روز قيامت خدا به مردا مي گه :اونايي که تو دنيا زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست.
همه مردا بدو بدو مي رن سمت چپ جز يکي
.
خدا مي گه يني چي چرا تو مثل بقيه نبودي؟
اين همه مرد و اونوقت تو
....
مرد مي گه :خانوومم گفته اين جا واستم!

به ترکه ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: ايلده يکلام 2500 ميگيريم‌ خالي ميکنيم!!

تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!

ترکه زنشو می کشه ميره مرحله بعد !!!

تركه ميافته تو دره، Game Over ميشه!!

تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!

تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!!!!! 

تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!

از تركه ميپرسن: چرا ترك شدي؟ ميگه: ايلده نمره منفي داشت!! 

تركه به رحمت خدا يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!! 

تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم

ركه تولدش رو تو يه مدرسه برگزار مي كنه!بهش مي گن : چرا تو مدرسه؟!مي گه : آخه خيلي كلاس داره!!!

به تركه مي گن : پيامبر كي به رسالت رسيد ؟مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم !!!

تركه مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!!

از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!

به ترکه می گن برو يه کيهان (روزنامه) بخر.ده دقيقه بعد با يه خر بر می گرده!می گن اين چيه رفتی گرفتی؟!می گه کيهان نداشت همشهری گرفتم !!!

يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد گفت : خر چند؟!ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!!يارو گفت : کی با تو بود؟! با اين غازه بودم!!!

تركه مي افته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم!!!

يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!!

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟!!

تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگيردش!!!

تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!!!

تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!

تركه كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهي ميده: بيوه بيو!! 

تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!

تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!! 

تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت مي‌بره!!!

يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!

يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته!!

يه عربه باباشو ميکشه ميره مرحله بعد!!!

رشتيه کتاب منتشر مي کنه اولين صفحه مي نويسه تقديم به پدرم که دوست بابام بود!!!

يه روز، يه پسره به پدرش ميگه: پدر جيگر پا داره؟ پدرش ميگه: نه. پسره ميگه: پس چرا ديشب ميگفتي: جيگر پاهاتو ببر بالا باهات کار دارم!!